تبليغاتX
سمت ِتاريك ِكلمات
سمت ِتاريك ِكلمات
چهارشنبه چهارم شهریور 1388
سِوِنس
امروز بابا من از ترس تب كردم،نه از آنفولانزاي ِ وسطِ تابستان.اين طوري كه نشسته بودي جلوي ِ تلويزيون و پشتت اين همه خم داشت، اين طوري كه نگاهت ماسيده  بودروي ِ مرد ِ آبي پوش ِ تلويزيون و از هر جايي كه ميگشتم تو چشم هات نبود آن همه اُميد و آرامش ِ هميشه.


+ نوشته شده در توسط عین.میم.
شنبه پانزدهم فروردین 1388
سيكست
اين جا بوي كهنگي ِكپك زده ميدهد و من شروع نميشوم از هيچ گوشه كناريش.

اين جا شكل ِ من شده كه خالي ام،نابَلدم با زندگي.

شكل ِمن كه خدايا عقلم بده لطفا.كه بيا و يك چند وقت ِزندگي ِمن واقعي باش.بزرگ و همه چيز فَهم.كه من دعا كردن ياد بگيرم و همه چيز خوب باشد و بَهار باشد و من تازه باشم .

+ نوشته شده در توسط عین.میم.
سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فیفت

وقتي نمي شود گفت،بايد بگذاري يك وقتي خودش سَر برود.يك وقتي كه حواست پرت ِ يك چيزي باشد، كه حرف هات را پرت كند بيرون كه اصلا بپاشد به همه جا ،يك نفر حواس ِمن را پرت ِيك چيزي بكند لطفا.




[برای دیدن تصویر بزرگ تر این جا را کلیک کنید]

+ نوشته شده در توسط عین.میم.
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
كوارتر؟
شهر كه شهر نباشد.تو هي براي ِديد زدن هات توي ِخيابان هم بايد يكي را داشته باشي براي ِهمراهت بودن.بعد يكي هر پنج شمبه توي ِگوشت ذكر ِسفر بگيردو اين حرف ها،هوايي ميشوي خوب.
+ نوشته شده در توسط عین.میم.
چهارشنبه نهم بهمن 1387
تِرد
سوال پيچ شدن دلم خواسته،و حرف ِزيادي زدن با كس ِغريبه اي

+ نوشته شده در توسط عین.میم.
یکشنبه ششم بهمن 1387
سِكِند

يك جاهايي هستند توي ِدنيا،كه تو بايد براي ِنديدن خيلي زشتي هاشان يك شماره اي داشته باشي براي ِزنگ زدن.مثلا فاصله ي ِطالقاني انقلاب تا بعد از گشت ِارشاد .بعد آدم ِپشت ِاين شماره بايد بلد باشد كه صداش را با تو هماهنگ كند كه اگر مثلا حوصله يِ شادي شنيدن نداري بفهمد خودش و هي از اين سلام هاي ِصبح به خير ايراني نكند به تو.بعد بايد تمام ِغر غرو يي هاي ِتو را بشنود اصلا هم به روي ِخودش نياورد بعد ِشنيدنشان كه حالا مي تواند پروسه لذت بخش ِسخنراني كردن با موضوع ِزندگي ِمثبت را روي ِتو امتحان كند و حالش را ببرد لابد. تو با اين شماره و اين آدم ِپشت ِشماره،يك خوش-بخت اي.

+ نوشته شده در توسط عین.میم.
پنجشنبه سوم بهمن 1387
فِرست
مينويسم.هر چقدر هم كه كلمه ها سمت ِتاريكشان را نشانم ندهند.هر چقدر هم كه سخت ترين كار ِ لذت بخش ِدنيا باشد نوشتن.

+ نوشته شده در توسط عین.میم.